حریق باد

تو نیز نگاه کن ! هیچ بگو ! بگذر...وگرنه این تو و این مرزهای ویرانی !

روشنفکری در ایران (2) - مدرنیسم آمرانه 1320-1304
نویسنده : مهدی - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱
 

نسل دوم - مدرنیسم آمرانه

 روی کار آمدن پهلوی اول در سال ١٣٠۴ ، مقارن با آغاز «مدرنیسم» در ایران بود. مدرنیسم آمرانه رضاشاه بدین شکل بود که حرکت در جهت نزدیک کردن ابعاد زندگی انسان ایرانی به مدل غربی با شیب زیاد و به شکلی دستوری اجرا میشد. رضاشاه پس از سفر به ترکیه و اشنایی با مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) پروژه تغییر برای ایران را پی گرفت. تاسیس دانشگاه ، رادیو ، بیمارستان ، راه آهن ، بیمه ، خدمت سربازی ، شناسنامه و...با استفاده از قابلیت های عقل ابزاری در کنار پروژه دین زدایی ، ممنوعیت القاب و اشراف قجری ، کشف حجاب و...همه و همه به شکلی اجباری مقرر شد. اما آنچه که در نهایت موجب توقف حرکتی مدرنیستی و استحاله به دیکتاتوری رضاخان شد قطع ارتباط او با روشنفکران عصر بود. اگر در ابتدا رضاخان حمایت علی اکبر داور ، میرزاده عشقی ، محمد علی فروغی و...را داشت آرام آرام با حبس و قتل و تخطئه جریان روشنفکری نتوانست اهدافش را در دل توده مردم به اجرا در آورد.

محمد علی فروغی در میان روشنفکران نسل دوم جایگاه ویژه ای دارد. نزدیک بودن او به منبع قدرت در طول ٢٠ سال عملا موجب شد تا فروغی بتواند در مقام یک روشنگر خدمات ارزنده ای را در رشد فرهنگ جامعه به ثمر رساند. ترجمه آثاری اقتصادی از جمله « اصول اکونومی پلتیک » و آثاری فلسفی از قبیل شکیات دکارت ، حکمت سقراط و افلاطون و نگارش سیر حکمت در اروپا گوشه ای فعالیت های ارزنده فروغی در کنار تصحیح دیوان اشعار شعرای بزرگ پارسی مثل سعدی می باشد.

نسل دوم اگرچه به علت فشار دیکتاتوری فرصت اشاعه افکار زیادی نیافت اما به علت عدم وابستگی حزبی و عدم تعلق خاطر ایدئولوژیکی در میان روشنفکران نسلی خاص به حساب می آیند.نسلی که یکی از بزرگانش «صادق هدایت» بود در راه خرافه زدایی از فرهنگ ایرانی بسیار تلاش کرد (نیرنگستان / اوسانه و...به عنوان نمونه ها). پس از شهریور ١٣٢٠ تا بهمن ۵٧ نسل دیگری از روشنفکران آمدند که از هر لحاظ تفاوت ماهوی با دو نسل قبل خود داشتند.

 


 
comment نظرات ()